کد خبر: 628519
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۲۱:۵۶
اولاد آدم

ابوي صداي قورباغه در‌مي‌آورد. پيش خودم مي‌گويم پيرمرد باز مي‌خواهد جلب توجه كند مانده است چگونه؟

مي‌گويم: خير است ياد فولكس قديمي‌ات افتاده‌اي؟ يادش بخير... مي‌رفتيم گلاب دره... توت مي‌خورديم... .

ابوي دستش را به عنوان اينكه ساكت باش و مي‌خواهد چيزي بپرسد بالا مي‌برد و خودش ادامه مي‌دهد: كجايي پسر؟ گذشت آن زمان. حالا اگر مردي جوابم را بده؛ هيچ مي‌داني فرق بانكداري با بنگاهداري، شركت‌داري، كارخانه‌داري، خريد وفروش ملك، اجاره داري واحدهاي مسكوني، خريد و فروش ماشين و صرافي چيست؟

مي‌گويم: فرمايش مي‌فرماييد. توفير دارند. بانك يك شأني دارد، آنها هم به نوبه خود. بانك اگر بخواهد اين كارها را بكند كه ديگر بانك نيست، مي‌شود دولت. مي‌شود مافيا.

ابوي مي‌گويد: بله با بخشنامه بهمني كه گفته بود بانك‌ها فقط بانكدارند توفير مي‌كرد ولي حالا نه! از فردا بانك‌ها رئيس‌جمهوري و نماينده مجلس هم تعيين مي‌كنند!

مي‌گويم: يعني چه؟ سيف كه از اول، بهمني بود! كودتا كرده در بانك مركزي و كابينه؟

ابوي زير لب مي‌گويد: ما قورباغه‌ها... و ادامه مي‌دهد كه سيف كه نمي‌خواسته ديگر بخشنامه بده، بخشنامه جديد داده و بخشنامه قديم بهمني را ملغي كرده! يعني بانك‌ها حالا مي‌توانند پيرزن هم خفه كنند. فقط مي‌ماند قاچاق مواد كه ممنوع است!

مي‌گويم: پس اين گفته محمد نهاونديان رئيس دفتر رئيس‌جمهوري كه «بانكي كه بانكداري دارد حق بنگاهداري ندارد و بايد به اين تناقض پايان داد» يعني كشك!

ابوي مي‌گويد: ما قورباغه‌ها... و حرفش را مي‌خورد.

مي‌گويم: ما قورباغه‌ها چه؟ حرفت را بگو. مي‌ترسم اين آخر عمري آرزو به دل باقي بماني! قورباغه رمز است؟ اسم است؟ چيست؟

ابوي مي‌گويد: مارها قورباغه‌ها را مي‌خوردند و قورباغه‌ها غمگين بودند، قورباغه‌ها به لك‌لك‌ها شكايت كردند، لك‌لك‌ها مارها را خوردند و قورباغه‌ها شادمان شدند، لك‌لك‌ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه‌ها، قورباغه‌ها دچار اختلاف ديدگاه شدند، عده‌اي از آنها با لك‌لك‌ها كنار آمدند و عده‌اي ديگر خواهان بازگشت مارها شدند، مارها بازگشتند و همپاي لك‌لك‌ها شروع به خوردن قورباغه‌ها كردند، حالا ديگر قورباغه‌ها متقاعد شده‌اند كه براي خورده شدن به دنيا مي‌آيند، تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است، اينكه نمي‌دانند توسط دوستانشان خورده مي‌شوند يا دشمنانشان؟

مي‌گويم: اينكه مي‌گويي حرف سياسي كه نيست؟

مي‌گويد: نه! ما مصرف‌كننده‌ايم. خوراك و پوشاك و مسكن و ماشين و... مي‌خواهيم. كار هم كه مولد و غيرمولد ندارد براي اينها. جامعه مصرفي تحويل گرفته‌اند مصرفي‌تر تحويل مي‌دهند. براي ما هم چه فرق دارد كه كارخانه ذرت بو داده مال بانك باشد يا بابك زنجاني يا فلان آقازاده؟ ما مي‌خواهيم وقتي پاي جعبه جادوي ضرغامي نشسته‌ايم دهانمان بجنبد. همين!

مي‌گويم: خب اينكه پول را بزنند به خريد و فروش و دلالي و بنگاهداري كه يعني تورم!

مي‌گويد: ما كه قورباغه‌ايم. اينها را برو به سيف بگو.

مي‌گويم: مگر تورم را نمي‌خواهند بياورند پايين؟ نقطه به نقطه و...

مي‌گويد: كار سيف بالا آوردن است. نديدي تا دلار داشت مي‌رفت پايين بالا آوردش. حالا نقشه‌اش براي تورم هم همين است.

مي‌گويم: ما قورباغه‌‌ها ...

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
علیرضا
|
-
|
۰۰:۳۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۷
0
0
هزاران رحمت به قورباغه ها آنها حیوان هستند و از روی غریزه تصیم می گیرند ولی اینها به قول خودشان تحصیل کرده اند و حرفهایی می زنند که در هیچ منطقی نمی گنجد ما با تحریم ها مشکل نداریم ما با این آقایان مشکل زا مشکل داریم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار